نقش نگاره

سایت شخصی دکتر بتسابه مهدوی

نقش نگاره

سایت شخصی دکتر بتسابه مهدوی

۶۷۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلشیفتگان» ثبت شده است

آب نمک درمانی

بتسابه مهدوی | يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۵۱ ق.ظ

دکتر بتسابه مهدوی

 رواح(دیوها، شیاطین، انرژی های منفی و غیره ) بر مردم اثر می گذارند وبه دلیلِ انرژی ناآشکارِ سیاهی که دارند ، موجب پریشانیِ آنها می شوند.انرژی منفی می تواند مشکلاتِ گوناگونی نظیرِ افسردگی، افکارِ پریشان یا درست عمل نکردنِ عضوی از بدن را در پی داشته باشد که در نهایت، موجبِ مشکلاتِ بیشتری مانندِ اعتیاد، مشکلاتِ مالی، یا دردِ سینه می شود.

 

ارواح، انرژیِ سیاهِ خود را به افراد موردِ هدف/ هجومِ خود منتقل می کنند و مقدارِ زیادی از این انرژی سیاه را در بدن شان انباشته می سازند. رها شدن از این انرژیِ سیاه، دشوار است مگر اینکه درمان های معنوی نظیرِتمرینِ معنوی یا به صورتِ خاص، آب نمک درمانی انجام گیرد.

 

آب نمک درمانی راهِ حلی ساده اما قوی برای مقابله با انرژیِ ناپیدای مضرِ سیاه است و آن را از بدن بیرون می کشد. با انجامِ آن، تمرینِ معنوی مان برای مقابله با این انرژیِ سیاه ، به هدر نمی رود. به جای آن، موجبِ رشدِ معنویِ ما می شود.

هر کدام از ما با درجاتِ مختلفی تحتِ تاثیرِ ارواح هستیم. در نتیجه، مقداری انرژیِ سیاه در بدن داریم. آب نمک درمانیِ روزانه ، به خروجِ این انرژیِ سیاه از بدنمان کمک می کند.

 

آب نمک درمانی را به ویژه هنگامی باید انجام داد که نشانه های زیر را تجربه کنیم:

خواب آلودگی

کاهشِ انگیزه

ناتوانی در تفکر

افکارِ بیش از اندازه به خصوص افکارِ منفی

خشم یا سایرِ عواطفِ شدیدِ ناخوشایند

استرس

هرگونه بیماریِ جسمی

 

هنگامی که ما یکی از نشانه های بالا را تجربه می نماییم، ما در مراحلِ ضعیفی از نظرِ جسمی، احساسی یا معنوی هستیم. در این مقرِ ضعیف، ارواح به ما هجوم می آورند و انرژیِ سیاهِ بیشتری به ما تزریق می کنند و علائمِ بالا حتی شدیدترهم می شوند.

هنگامی که ما در مقری ضعیف قرار می گیریم ( به ویژه از نظرِ معنوی) ، در مقابل حملات آسیب پذیرتر می شویم که چون این مرحله که همان مقرِ ارواح(دیوها، شیاطین، انرژی های منفی و غیره ) است، برای اثر کذاشتن بر ما، نیاز به کمینه ی انرژی دارد.

در مواردِ شدیدترِ پریشانی ، برای نتایجِ بهتر، آب نمک درمانی می تواند 3-2 بار در روز با فاصله ی زمانیِ 3-2 ساعته تکرار گردد.

 

آماده سازی:

( تا50% از سطل) با آب پرشود تا هنگام غوطه ور شدنِ پاها ، آب قوزک ها را فراگیرد.دو قاشقِ غذاخوری سنگِ نمک افزوده شود.

خالصانه و همراه با ایمان برای پاک شدن از انرژیِ سیاه به درگاهِ خداوند دعا کنید. همچنین دعایی ویژه برای نابودیِ انرژیِ سیاهِ ارواح (دیوها، شیاطین، انرژی های منفی و غیره ) که بر شما اثر می گذارند ، بخوانید. نیایش، عاملِ مهمی است که موجبِ بهتر شدنِ اثرِ درمانی می شود.

 

روش درمان:

در حالی که پاها در آب غوطه ور است، راست بنشینید. فاصله ی بین پاها 3-2 سانتی متر باشد. این امر به خنثی شدنِ بیشینه ی انرژیِ منفی کمک می کند. اگر پاها با هم تماس داشته باشند، آنگاه خنثی کردنِ انرژیِ سیاه از طریقِ پاها دشوار خواهد شد.

پاها در آب نمک به مدّتِ 15-10 دقیقه باقی بمانند.

در حالی که پاها در آب است نامِ خداوند بنا بر مذهبِ تولد تکرار شود.

 

تکمیل کار:

پس از تکمیلِ درمان خداوند را شکر گویید و دعا کنید که مرزی حفاظتی در پیرامون تان ایجاد شود.

آبِ سطل را در توالت خالی کنید و سطل را با آب تمیز آب کشی کنید.

نامِ خداوند بنا بر مذهبِ تولد تان را به مدتِ 3-2 دقیقه تکرار کنید.

ذکرگویی و دعا موجبِ بیرون راندن و فروپاشیِ ذراتِ انرژیِ سیاه که توسطِ ارواح در بخش های مختلفِ وجودمان ایجاد شده است، می شود.

آب نمک ( آب همراه با سنگ نمک ) ، خود، توانایی بیرون کشیدنِ انرژیِ سیاه را دارد.

 

در هنگامِ خروجِ انرژیِ سیاه، شاید نشانه هایی مانندِ خمیازه کشیدن، باد گلوزدن، کِرِخی پاها، گرم شدن گوش ها و چشم ها تجربه شود. گاهی احساسِ لزج بودن در پای غوطه ور شده تجربه می شود .این نشانه ی خروجِ انرژیِ سیاه است . این نشانه ، گاهی پس از آب نمک درمانی نیز مشاهده شده است. آب، سیاه رنگ می شود یا بوی بد به خود می گیرد یا گاهی گرمتر می شود. این امر به دلیلِ برخورد با بسامدهای سیاهی است که از بدن خارج می شود.

وقتی که فردی که تحتِ تاثیرِ ارواح(دیوها، شیاطین، انرژی های منفی و غیره ) قرار داشت، آب نمک درمانی انجام می داد، مادهورا بوسال Madhura Bhosale که سالکی با حسِّ ششم پیشرفته(ESP) است، توانست اثراتِ زیر را هنگامِ دفعِ روح و انرژیِ سیاهِ آن ، دریافت کند.

 

  • بتسابه مهدوی

مفهوم واژه شیطان و جن

بتسابه مهدوی | شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۲۰ ق.ظ

دکتر بتسابه مهدوی

 

معناى لغوى

به عقیده طبرسى و راغب و ابن اثیر و دیگران «نون» شیطان، اصلى و جزو کلمه است؛ یعنى از ماده «شطن یشطن» می‌باشد. «شطن»؛ به معناى دور شدن است (شطن عنه ‏اى بَعُد) بنابراین، شیطان به معناى دور شده از خیر است. از آیات و روایات استفاده می‌شود که شیطان از جنّیان است.

باید توجه داشت که شیطان اسم عام (اسم جنس) است، در حالى که «ابلیس» اسم خاص (علم) می‌باشد و به عبارت دیگر؛ شیطان به هر موجود موذى و منحرف کننده و طاغى و سرکش، خواه انسانى یا غیر انسانى، می‌گویند و ابلیس نام آن شیطانى است که آدم را فریب داد و اکنون هم با لشکر و جنود خود در کمین آدمیان است.

 

واژه جن

این کلمه بیست و دو بار در قرآن مجید آمده است. «جن» در لغت به معناى پوشیدگى و پنهانى است و از آتش و یا آمیخته‌اى از آتش آفریده شده است. جن در عرف قرآن موجودى است با شعور و اراده که به اقتضاى طبیعتش از حواس بشر پوشیده می‌باشد و در شرایط عادى، قابل درک حسى نیست. او مانند انسان، مکلف است و در آخرت برانگیخته می‌شود. او می‌تواند مطیع یا عاصى، مؤمن یا مشرک و... باشد.

ملاصدرا ماهیت جن را این‌گونه توصیف می‌کند: «جن را وجودى در این جهان حس، و وجودى در جهان غیب و تمثیل (عالم مثال) است. اما وجودشان در این جهان، همان‌گونه که بیان شد هیچ جسمى که آن‌را نوعى از لطافت و اعتدال باشد نیست جز آن‌که را روحى در خور آن، و نفسى که از مبدأ فعال بر آن افاضه شده است، می باشد و ممکن است که علت ظهور و صورت پنهانى (جنّى) در برخى از اوقات، آن باشد که آنان بدن‌هاى لطیفى دارند که در لطافت و نرمى متوسط بوده و پذیراى جدایى و گرد آمدن است و چون گرد آمده و متکاثف شده قوام آن ستبر شده و مشاهده می‌گردد. و چون جدا گشت، قوامش نازک و جسمش لطیف گشته و از دیدگان پنهان می‌گردد؛ مانند هوا که چون تکاثف یافته و به صورت ابر در آمد مشاهده می‌گردد و چون به لطافت خود بازگشت دیده نمی‌گردد...».

جن همانند انسان داراى روح و بدن است و داراى شعور و اراده و حرکت می‌باشد. برخى از آنها مرد و برخى دیگر زن هستند، تولید مثل می‌کنند و مکلف و مسئول می‌باشند. در زندگى آنان مرگ و زندگى جریان دارد و از ایمان و کفر برخوردار می‌باشند.

 

ارتباط مفهوم جن و شیطان

شیطان در معناى اصلى گویا مفهوم وصفى دارد و به معناى «شریر» است. در قرآن عزیز، شیطان به همین معنا استعمال شده است، اما گاهى در مورد خود ابلیس و گاه با معناى عام در مورد هر موجود شریرى که شرارت در او «ملکه راسخ» گردیده، به کار رفته است. حتى در قرآن تصریح شده که ممکن است شیطان از جن یا از انس باشد.

در میان شیاطین جن فرد ممتازى وجود دارد که در شیطنت مقام عالى دارد و او ابلیس است. در مورد ابلیس در قرآن مباحث زیادى وجود دارد و از جمله به جن بودن او تصریح شده است.

  • بتسابه مهدوی

مشخصات حضرت سلیمان (ع) و نمونه‎هائی از عظمت او

بتسابه مهدوی | دوشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۱۳ ق.ظ

دکتر بتسابه مهدوی

 

 یکی از پیامبران بزرگی که هم دارای مقام نبوّت بود و هم دارای حکومت بینظیر و بسیار وسیع، حضرت سلیمان بن داوود ـ علیه السلام ـ است که نام مبارکش هفده بار در قرآن آمده است. او با یازده واسطه به حضرت یعقوب ـ علیه السلام ـ میرسد و از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل میباشد.

سلیمان ـ علیه السلام ـ حکومت وسیعی به دست آورد که در آن جنّ و انس و پرندگان و چرندگان و باد، همه تحت فرمان او بودند، و بر سراسر زمین فرمانروایی مینمود.

 

خداوند در تمجید او میفرماید: ما سلیمان را به داوود ـ علیه السلام ـ بخشیدیم، چه بنده خوبی! زیرا همواره با خدا ارتباط داشت و به سوی خدا بازگشت میکرد و به یاد او بود.»

قرآن در آیه 12 و13 سوره سبأ، گوشهای از عظمت و امکانات وسیع سلیمان را بازگو کرده و چنین میفرماید:

«و برای سلیمان ـ علیه السلام ـ باد را مسخّر کردیم که صبحگاهان مسیر یک ماه را میپیمود، و عصرگاهان مسیر یک ماه را، و چشمه مس (مذاب) را برای او روان ساختیم، و گروهی از جنّ پیش روی او به اذن پروردگارش کار میکردند، و هر کدام از آنها که از فرمان ما سرپیچی میکرد، او را عذاب آتش سوزان میچشاندیم. آنها هر چه سلیمان ـ علیه السلام ـ میخواست برایش درست میکردند، معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها، و دیگهای ثابت (که از بزرگی قابل حمل و نقل نبود، و به آنان گفتیم: ) ای آل داوود! شکر (این همه نعمت را) بجا آورید، ولی عده کمی از بندگان من شکر گزارند.

 

آری خداوند مواهب عظیمی به این پیامبر بزرگ داد، مرکبی بسیار سریع و تندرو که با آن میتوانست در مدتی کوتاه، سراسر کشور پهناورش را سیر کند، موادّ معدنی فراوان برای انواع صنایع و نیروی فعال کافی برای شکل دادن به این مواد معدنی به او عطا کرد. او با بهره گیری از این وسایل، معابد بزرگی ساخت. و مردم را به عبادت خدای یکتا ترغیب نمود، و برای پذیرایی از لشکریان و مستضعفان، امکانات وسیعی در اختیارش قرار گرفت و در برابر این همه مواهب، خداوند به او دستور شکرگزاری داد.

حضرت سلیمان در سیزده سالگی حکومت را به دست گرفت و چهل سال حکومت کرد و در سن 53 سالگی از دنیا رفت.

عظمت مقام ظاهری و باطنی حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ بسیار وسیع و بینظیر بود. در این جا در میان صدها نمونه، به سه نمونه زیر توجه کنید:

 

1. دعای مورچه

در زمان حضرت سلیمان، بر اثر نیامدن باران، قحطی شدید به وجود آمد. ناچار مردم به حضور حضرت سلیمان آمدند و از قحطی شکایت کردند و درخواست نمودند تا حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ برای طلب باران، نماز «استسقاء» بخواند.سلیمان ـ علیه السلام ـ به آنها گفت: فردا پس از نماز صبح، با هم برای انجام نماز استسقاء به سوی بیابان حرکت میکنیم.

 

فردای آن روز مردم جمع شدند و پس از نماز صبح، به طرف بیابان حرکت کردند. ناگهان سلیمان ـ علیه السلام ـ در مسیر راه مورچهای را دید که پاهایش را روی زمین نهاده و دستهایش را به سوی آسمان بلند نموده و میگوید: «خدایا ما نوعی از مخلوقات تو هستیم و از رزق تو، بینیاز نیستیم. ما را به خاطر گناهان انسانها به هلاکت نرسان.»

 

سلیمان ـ علیه السلام ـ رو به جمعیت کرد و فرمود: «به خانههایتان باز گردید، خداوند شما را به خاطر غیر شما (مورچگان) سیراب کرد!» در آن سال آن قدر باران آمد که سابقه نداشت. آری گناه موجب بلا از جمله قحطی خواهد شد.

 

2. گریز از مرگ!!

در زمان حکومت حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ ، مردی ساده اندیش، در حالی که سخت ترسیده و وحشت کرده بود و چهرهاش زرد و لبهایش کبود شده بود به سرای سلیمان ـ علیه السلام ـ پناهنده شد و با عجز و لابه گفت: «ای سلیمان به من پناه بده».

سلیمان به او گفت: «چه شده؟»

او عرض کرد: «عزرائیل با خشم به من نگاه کرد، وحشت کردم، از شما تقاضای عاجزانه دارم که به باد فرمان بدهی که مرا به هندوستان ببرد تا از بند عزرائیل رهایی یابم.

سلیمان به تقاضای او توجه کرد.

باد را فرمود تا او را شتاب بُرد سوی خاک هندستان بر آب

روز بعد، سلیمان ـ علیه السلام ـ ، عزرائیل را دید و گفت: «چرا به این بینوا، با دیده خشم آلود، نگاه کردی که از وطن، آواره و بیخانمان شد».

عزرائیل گفت: «خداوند فرموده بود که من جان او را در هندوستان قبض کنم و چون او را در این جا دیدم، از این رو در فکر فرو رفتم و حیران شدم؛ با تعجّب گفتم اگر او دارای صد پر هم باشد و به طرف هندوستان پرواز کند، به آن جا نمیرسد:

چون به امر حق به هندوستان شدم دیدمش آن جا و جانش بِستُدم

به هندوستان رفتم و دیدم او آن جا است، و در نتیجه جانش را گرفتم.»

 حضرت سلیمان,داستان حضرت سلیمان,زندگی حضرت سلیمان

 

3. پاسخ جنّ بزرگ، به سؤالات سلیمان

حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ از پیامبرانی بود که خداوند او را بر جنّ و انس و... مسلّط نموده بود. روزی چند نفر از اصحاب خود را همراه یکی از جنّهای بزرگ و گردنکش فرستاد، تا چند ساعتی به میان مردم بروند و گردش کنند و سپس بازگردند و به اصحاب فرمود: در این سیر و سیاحت هر چه را از آن جنّ شنیدید به خاطر بسپارید و وقتی نزد من آمدید برای من بیان کنید.

 

آنها همراه آن جنّ سرکش حرکت کردند تا به بازار رسیدند و امور زیر را از آن جنّ دیدند:

1. دیدند آن جنّ به آسمان نگاه کرد و سپس به مردم نگریست و سرش را تکان داد.

2. از آن جا عبور نمودند تا به خانهای رسیدند، شخصی از دنیا رفته و بستگان او گریه میکنند. آن جنّ وقتی که آن منظره را دید خندید.

3. از آن جا عبور نمودند و افرادی را دیدند که سیر را با پیمانه میفروشند، ولی فلفل را با وزن (و سنجش دقیق ترازو) میفروشند. آن جنّ با دیدن آن منظره خندید.

4. از آن جا عبور نمودند و به گروهی رسیدند. دیدند آنها ذکر خدا میگویند و به یاد خدا به سر میبرند، ولی گروه دیگری در کنار آنها هستند و به امور بیهوده و باطل سرگرم میباشند. آن جنّ سرش را تکان داد و لبخند زد.

یاران سلیمان ـ علیه السلام ـ ، از این سیر و عبور بازگشتند و جریان را (در چهار مورد فوق به سلیمان ـ علیه السلام ـ گزارش دادند.

سلیمان ـ علیه السلام ـ آن جنّ را احضار کرد و از او از چهار موضوع مذکور پرسید:

1. وقتی که به بازار رسیدی، چرا سرت را به آسمان بلند نمودی. و سپس به زمین و مردم نگاه کردی و سرت را تکان دادی؟

جنّ گفت: فرشتگان را بالای سر مردم دیدم که اعمال آنها را با شتاب مینوشتند. تعجّب کردم که آنها این گونه با شتاب مینویسند ولی انسانها آن گونه با شتاب سرگرم (امور مادی خود) هستند.

2. وقتی که به خانهای وارد شدی، شخصی مرده بود و حاضران گریه میکردند، چرا خندیدی؟

جنّ گفت: خندهام از این رو بود که آن شخص مرده، به بهشت رفت، ولی حاضران (به جای خوشحالی) گریه میکردند.

3. چرا وقتی که دیدی سیر را با پیمانه، و فلفل را با وزن میفروشند خندیدی؟

جنّ گفت: ازاین رو که دیدم سیر را با آن همه ارزش، که کیمیای درمان است با پیمانه میفروشند، ولی فلفل را که مایه بیماری است با وزن دقیق به فروش میرسانند! از این رو از روی تعجّب خندیدم.

4. چرا در مورد آن دو گروه که یکی در یاد خدا و دیگری سرگرم لهو و امور بیهوده بودند، سر تکان دادی و خندیدی؟

جنّ گفت: زیرا تعجب کردم که دو گروه، هر دو انسانند، ولی گروه اول بیدار در یاد خدایند، اما گروه دوم غافل و سرگرم در بیهودگی هستند.

قضاوت سلیمان، و جانشینی او از داوود ـ علیه السلام ـ

حضرت داوود ـ علیه السلام ـ (از پیامبران خدا بود و سالها در میان قوم خود، به هدایت مردم پرداخت. در اواخر عمر) از طرف خدا به او وحی شد: «از خاندان خود، وصی و جانشین برای خود تعیین کن».

حضرت داوود ـ علیه السلام ـ چندین فرزند (از همسران مختلف) داشت. یکی از پسرانش نوجوانی بود که مادر او نزد حضرت داوود ـ علیه السلام ـ به سر میبرد، و داوود ـ علیه السلام ـ مادر او را (که یکی از همسرانش بود) دوست داشت.

حضرت داوود ـ علیه السلام ـ پس از دریافت وحی مذکور، نزد آن همسرش آمد و به او گفت: «خداوند به من وحی کرده تا از خاندانم، یکی از آنها را برای خود وصی و جانشین قرار دهم.»

همسر داوود: خوب است که آن وصی، پسر من باشد.

داوود: من نیز، قصدم همین بود، ولی در علم حتمی خدا گذشته که وصی من «سلیمان» (پسر دیگرم) است.

از سوی خدا وحی دیگری به داوود ـ علیه السلام ـ شد که قبل از رسیدن فرمان من شتاب نکن.

از این وحی، چندان نگذشت که دو مرد که با هم مرافعه و نزاع داشتند به حضور حضرت داوود ـ علیه السلام ـ برای قضاوت آمدند. آنها به داوود ـ علیه السلام ـ گفتند: یکی از ما دامدار است، و دیگری باغدار میباشد.

خداوند به داوود ـ علیه السلام ـ وحی کرد: پسران خود را نزد خود جمع کن و به آنها بگو هر کس در مورد نزاع این دو نفر باغدار و دامدار، قضاوت صحیح کند او وصی تو بعد از تو است.

  • بتسابه مهدوی

ستاره داود نمادی ایرانی

بتسابه مهدوی | پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۰۶ ق.ظ

دکتر بتسابه مهدوی

 

ما میدانیم که این نماد کاملا ایرانی است و متعلق به ایران باستان میباشد. دقیقا مانند چلیپا که همان صلیب شکسته معروف میباشد.

 

تاریخچه شکل گیری ستاره داود در فارسی و انگلیسی

 

در قرن دوازده میلادی در استان آذربایجان (غربی) خانواده های یهودی به شکل پراکنده زندگی می کردند. یکی از این خانواده ها کودکی داشت که نامش مناخیم بود. پدر مناخیم خاخامی به نام سلیمان بود و از این رو وی به مناخیم بن سلیمان معروف شد. احتمال قوی این است که محل سکونت وی شهر کنونی سلماس بوده است.

 

در هر صورت او و در رشته های مرتبط بة اعتقادات یهودیان از جمله تورات تلمود تصوف و جادو اگاه گردید. (تصوف یهود همان جیزی است که اکنون به کابالا معروف می باشد و بد نیست بدانید که کلآ یهودیان بنیانگذار و مربیان جادوگری در طی تاریخ بوده اند که فعلآ به بحث ما مربوط نمی شود). او تقریبآ سی سال داشت که به فکر ایجاد کشوری برای یهودیان و علامت مستقلی به عنوان پرچم آنان افتاد. وی اگاه در علوم زمان خود بود و با دانشی که از فرهنگ یونان داشت مثلث را به عنوان سمبل قوم یهود انتخاب کرد.

 

در یونان باستان مثلث کاملترین شکل ریاضی شمرده می شد و هنگامی که رو به اسمان قرار داشت معنی عرفانی و صوفیانه معنویات و بهشت را خاطر نشان می ساخت و هنگامی که رو به زمین قرار می گرفت به معنای برکات خداوند و یا طبیعت در روی زمین بود. اواین دو مثلث را ترکیب کرد و در آن هنگام به فکر تغییر نام خود افتاد و خود را دیوید آلروی (یا داود الروحی) نامید و به قوم یهود پیشنهاد کرد این علامت را بر روی سپر خود نقش کنند این پیشنهاد مورد قبول واقع شد.

 

از آن تاریخ این علامت یا ستاره شش پر به نام ستاره داود معروف شد. همانطور که قبلآ خاطر نشان کردیم در اعتقادات یهودیان فلش رو به بالا کنایه از برگزیده بودن قوم یهود دارد و فلش رو به پایین به معنای آن است که نعمت های روی زمین خاص این قوم است. این ستاره ربطی به حضرت داود پیامبر ندارد. و امروزه این ستاره نماد ظلم و ستم و تباهی مشتی صهیونیست شده است که هر بیدادی را در دنیا انجام می دهند و زور هیچ کس هم گویا به انان نمی رسد.

  • بتسابه مهدوی

ستاره داوود در دیگر ادیان

بتسابه مهدوی | پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۵۸ ق.ظ

دکتر بتسابه مهدوی

 

به هنگام شرح این ستاره شش گوشه باید در نظر گرفت که همین نماد با عناوین دیگر در تاریخ بشر بارها و بارها دیده شده است و حتی در دوران پیش از تاریخ نیز ردپاهایی از آن به چشم می خورد.به جز یهودیت، این نشان در ادیان و عقاید بسیاری مانند مسیحیت، زرتشتی، هندو، بودایی، اسلام کاربرد داشته است. امروزه در برخی عقاید و گروههای سری مانند اشراقیون و فراماسونها از این نشان استفاده می شود.

 

برخی اعتقاد دارند این نگین به سلیمان نیرویی جادویی برای تسلط بر جنیان می بخشید. گمان می رود که این نشان برای اولین بار توسط ادیان شرقی و بخصوص در دین هندو استفاده شده باشد. در این دین، این ستاره نشان تعادل فکر و توازن بین خدا و انسان است. این نشانه مانند سایر نشانه های ادیان ریشه اجتماعی دارد نه دینی. ستاره شش گوشه نشانه چاکرای قلب است، به عنوان نماد مقدس اتحاد زن و مرد استفاده شده، در یونان نشانه ازدواج مقدس (Hieros Gamous) بوده و در هند به عنوان نماد رقص کیهانی شیوا و شاکتی به کار رفته است. اما آن چیزی که اینجا مورد نظر ما است، به طور خاص مفهوم "ستاره داود" یهودی ها است و نه ستاره های شش گوشه مشابه. معروف است که سلیمان نبی (ع) اولین بار از آن به عنوان مهر استفاده نمود.

 

بنابراین این علامت مهر یک پیامبر و در نتیجه نشانی الهی است. ستاره داود همان نماد مهر سلیمان میباشد. ستاره شش پر پویایی که به مهر سلیمان معروف است جنبه های مکمل مختلفی را نمادین میسازد. مثلث سر بالا نماد آتش و در عین حال انسانی که در جهت فعال و در جهت زمین منفعل است. مثلث سر پایین با آب یا انسانی که در جهت کائنات منفعل و در جهت زمین فعال است همخوانی دارد. مثلث سر بالا که خطی از میانش میگذرد نماد هوا، مثلث مخلف آن نماد زمین است. این مثلث ها روی هم رفته مهر سلیمان را تشکیل میدهد که نماد امتزاج همه عناصر و اتحاد ضدین یا متحد شدن مکمل هاست.

  • بتسابه مهدوی

راز چشمک زدن ستاره ها

بتسابه مهدوی | دوشنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۳ ق.ظ

دکتر بتسابه مهدوی

 

بشر هزاران سال است که چشم به اعماق فضا و ستارگانش دوخته و همواره این پرسش را از خود پرسیده که چرا ستاره ها چشمک می زنند.

 

آریستوتل فیلسوف یونان بوستان که حدود ۳ قرن پیش از میلاد مسیح زندگی می کرد معتقد بود اینکه ستاره ها چشمک می زنند به دلیل آن است که افراد برای تماشای آنها باید چشمانشان را بیش از حد باز کنند.

 

قرنها گذشت و اخترشناسان به این نتیجه رسیدند که شاید ستارگان مانند الماس در فضا می چرخند و به همین دلیل به نوعی برق می زنند و از دید ما اینگونه به نظر می رسد که چشمک می زنند.

 

این گمانه زنی ها تا اوایل قرن هجدهم میلادی ادامه داشت تا اینکه ایزاک نیوتن سرشناس به تمامی این نظرات بی پایه و اساس پایان داد و اعلام کرد که اتمسفر زمین را باید عامل شکل گیری وضعیتی دانست که در آن ستارگان در حال چشمک زدن به نظر می رسند.

 

امروزه به این پدیده دیدنی «برق زدن ستاره ای» گفته می شود. لارنه وایتهد فیزیکدان دانشگاه بریتیش کلمبیا در توصیف این پدیده می گوید: این فرآیند مانند نور روشنی است که در دوردست ها واقع شده و مانند یک منبع نوری کوچک شروع به تابش می کند. روشنایی این منبع نوری از دل هوایی می گذرد که همواره در حال تغییر و تحول است.

 

همزمان با عبور نور ستاره از لایه های مختلف اتمسفر زمین، فرآیند انکسار (شکست) نور روی می دهد مانند زمانی که نور خورشید به ظرف بزرگ آب می تابد. اگر در زیر آب قرار داشته باشیم و چشم به منبع نور بدوزیم آن را در حال تغییر و تحول می بینیم که علت آن هم تکان های آب و امواج شکل گرفته در آن است.

دکتر بتسابه مهدوی

2 مرداد 1396

  • بتسابه مهدوی

فرق بشر و انسان و آدم

بتسابه مهدوی | دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۶ ق.ظ

دکتر بتسابه مهدوی

 

1. انسان از ریشه «نِسیان» به معنای فراموشی است. نیز گفته اند؛ انسان مصدر «اُنس» و «اِنس» و به معنای رام بودن و خو گرفتن و الفت و ملاطفت داشتن و ضد توحّش است؛ لذا یک مرحله بالاتر از بشر است. یعنی بشری که یک مرحله از کمال را پشت سر گذاشته و به همدمی و همزیستی و همکاری خو گرفته است.

 

2. بشر در لغت به معنای پوست، جلد، هیأت و ظاهر اشیاء است و لذا در مواردی به کار برده می شود که معنا و محتوای شیء مورد نظر نباشد.

 

 3. آدم از ریشه «اُدم» گرفته شده است که به معنای 1. چیزهائی است که به غذا و نان اضافه می شود تا مطبوع و لذیذ شوند. 2. اسوه و رئیس قوم یا خانواده 3. مشهور و معروف 4. باطن اشیاء.

 

بنابراین می توان گفت که از میان انسان ها افراد برگزیده و شاخص را می توان، آدم نامید و لذا آدم انسانی است که تقریباً به کمال رسیده باشد. در قرآن هر جا لازم بوده است که فرد یا افرادی از این موجود دو پا معرفی گردد؛ مفاهیم لغوی کلمه رعایت شده و آن نامی انتخاب و به کار برده شده است که معرف مسمّای مورد نظر باشد.

 

تفاوت «آدم» با «انسان» در قرآن کریم آن است که آدم در کاربرد قرآن، علم و اسم خاص برای «آدم ابوالبشر» است. علت نام گذاری «ابوالبشر» به «آدم» شاید به خاطر آن است که حضرت آدم علیه السلام «اسمر اللّون» یعنی «گندمگون» بوده است.

 

در برخی روایات نیز آمده است که آدم را از آن جهت آدم گویند که از «ادیم الارض»، یعنی روی زمین است. جسد حضرت آدم از خاک روی زمین آفریده شده است.

 

انسان از ماده «انس»، اسم جنس است. وجه نام گذاری انسان به خاطر زیادی اُنس او، و به جهت آن است که آفرینش او به گونه ای است که قوام زندگی او با انس با انسان های دیگر است. از این رو انسان مدنی بالطبع می باشد.

دکتر بتسابه مهدوی
19 تیر 1396

  • بتسابه مهدوی

خصوصیات عدد (8)

بتسابه مهدوی | چهارشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۰ ق.ظ

دکتر بتسابه مهدوی

 

رمز موفقیت در زندگی هشتها قدرت طلبی و رفاه طلبی آنهاست. این افراد از تاثیرگذاری بر دیگران لذت می برند. به خصوص اگر این تأثیر معنوی باشد. اما از مشکلات مالی می ترسند. گاه از قدرت و شهرت هم ترس دارند. گاه رفتارشان به گونهای است که گویی برای خود هم کارشکنس می کنند. حال اگر این افراد به خود بیایند و از استعداد ذاتی خود بهره بگیرند، افرادی مثبت موفق و نیک خواهند بود.

 

هشتها به ظاهر ازرسیدن به قدرت اجتناب می کنند، ولی در باطن در جستجوی آن هستند و به طریق مبهم اما محسوس، برای دستیابی به قدرت و موفقیت، سازش کاری می کنند. اینان بایستی مشکلاتی را که در ارتباط با قدرت و مقام و تشخیص، که با آن مواجه می ردند، از میان بردارند.

 

رسیدن به اهداف معنوی و دست یابی به آرامش درون، برای عده ای از هشتها مقدمتر از قدرت مادی است، اما قدرت مادی در کنار قدرت معنوی، راه را برای رسیدن به اهداف انسانی آنها باز می کند.

 

هشت‏ها اغلب انگیزههای لازم را برای به دست آوردن پول و قدرت دارند و آنهایی که از این انگیزه ها بهره می گیرند، به موفقیت و ثروت خوبی هم دست پیدا می کنند.

 

هرکس بخواهد به استعداد معنوی و روحی خود دست پیدا کند، باید شرایط از همه لحاظ برای او فراهم باشد. که از جمله این شرایط، احساس امنیت مالی در حد متعارف است.

 

البته هشتها وقتی در زندگی به ثروت و قدرت با معنویت برسند، نباید از آن سوء استفاده کنند، زیرا این عمل آینده روحی آنان را تحت الشعاع قرار می‏ دهد.

 

هشتها به طور کلی اغلب متغیر و دمدمی مزاج هستند گاه اعمال و رفتاری مثبت دارند و گاه نیز منفی باف و لجوج و متمرد هستند بعضی قدرت طلب بوده و حتی گاه از قدرت خود سوء استفاده می کنند بعضی دیگر از پول و قدرت دوری می کنند و به روحانیت گرایش دارند آنان گاه فعال و اهل کار و کوشش و اجتماعی بوده و گاه منزوی و غیر فعال می باشند با این حال اغلب افراد خوش شانسی هستند.

 

هشتها وقتی مثبت اندیش باشند، به اکثر خواسته های خود می رسند. چون این توانایی در ذات آنها وجود دارد. هشتهایی که به شکوفایی استعداد مادی و معنوی خود برسند، ممکن است خیلی ثروتمند باشند یا با قناعت و در رضایت کامل زندگی کنند. ممکن است به شهرت و احترام و موفقیت خوب اجتماعی دست یابند، یا غیر از خانواده و دوستان و همکاران، برای دیگران ناشناس باقی بمانند و....

دکتر بتسابه مهدوی

14 تیر 1396

  • بتسابه مهدوی

خصوصیات عدد (5)

بتسابه مهدوی | دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۲ ق.ظ

دکتر بتسابه مهدوی

 

رمز موفقیت در زندگی پنجها انضباط و آزادی طلبی و بلکه آزادسازی استعداد عالی درون خواهد بود. اینان تا حدی مستقل و منضبط بوده دارای ذوق و سلیقه هستند اغلب دارای افکاری سازنده گاه وابسته متظاهر و بلوف زن هستند در ظاهر خود را مستقل نشان می ‏دهند، ولی در باطن وابسته هستند این افراد اغلب ظاهری آرام و باطنی پرتشویش دارند گاه عجول و پر جنب و جوش هستند اغلب اطلاعات زیاد، اما سطحی دارند در همه حال مایل به کسب تجربه هستند و از بی حوصلگی گریزانند.

 

پنجها عموماً در زندگی در طلب آزادی و استقلال هستند گاه با تجربیات درونی و روحی مثبتی مواجه می شوند که این خود موجب اعتماد به نفس آنها خواهد شد.

پنج‏ها در امور احساسی عاطفی روحی اجتماعی  و مالی آزادی طلب هستند و هرگاه به آن دسته یابند، احساس امنیت و آرامش می کنند.

اگر چه آزادی برای افراد مختلف، معانی مختلفی خواهد داشت. اما در این جا مقصود از آزادی، خود رها شدگی و بی نظمی در امور نیست، بلکه مقصود بیان کامل خود براساس خود نظمی و کنترل نفس است. و از جهتی نیز مقصود رهایی از توهمات و قیدهای زندگی و ورود به ابعاد روحانی تجربیات در زندگی روزمره است.

 

پنجها حتی اگر یک بار با کسی مواجه شوند که بخواهد آزادی آنها را محدود سازد، به طور نا خودآگاه رابطه خود را با او محدود ساخته یا او را از زندگی خود دور می کنند. آنان به طور کلی از محدود شدن و بسته شدن توسط هر کسی یا هر چیز پرهیز می کنند.

 

آزادی توام با انضباط و مسئولیت پذیری، پنجها را به آزادسازی استعداد درون موفق می سازد. اگر پنجها بتوانند از مرز بی حوصلگی عبور کنند و در ضمن به خود اعتماد کنند، راه موفقیت برای آنان هموار می گردد. حال اگر از همت و اراده خود نیز بهره بگیرند، به تجربیات خوبی خواهند رسید. اما اگر به افکار منفی دل بدهند و در برزخ ترسها و تردیدها گرفتار شوند، قوای حیاتی و استعدادهای درونی آنها در بند خواهد ماند. اینان باید بدانند که قیدهای ذهنی و فکری بندهای انسانی هستند که روح شخص را از تجربیات و هدف واقعی زندگی دور می سازند.

 

بعضی از پنجها از انرژی بینشی و از استعاداد الهام پذیری و روشن بینی برخوردار هستند. در واقع گاه هم از الهامات حسی و هم شهودی برخوردار می شوند. اینان پنجها مثبت نگر هستند و اگر بتوانند استعداد الهامی و بینشی خود را پرورش دهند، حقایق زیادی را از جهان هستی درک خواهند کرد.

 

پنجها در وجهه منفی، افراد منفی باف متغیر و بی ثبات پریشان فکر و غیر موفق هستند اینان در عین توانمندی، ناتوان جلوه می کنند و اغلب تا حد اعتیاد پیش می روند. این افراد دوران نوجوانی و جوانانی حساسی دارند، و اگر خوب تربیت و راهنمایی و کمک شوند. افرادی مفید و مثمر ثمر برای خود و جامعه خواهند بود. در غیر این صورت ممکن است دچار آسیب های فراوان گردند.

دکتر بتسابه مهدوی

12 تیر 1396

  • بتسابه مهدوی

خصوصیات عدد (4)

بتسابه مهدوی | دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۰ ق.ظ

دکتر بتسابه مهدوی

 

رمز موفقیت در زندگی چهارها، ثابت قدم بودن است. اینان در وجهه مثبت، افرادی صبور واقعبین دارای احساس و منطقی متعادل و پیش رونده هستند و اگر از استعداد خود بهره کافی بگیرند، توفیقات خوبی در زندگی به دست خواهند آورد. اما در وجهه منفی، بسیار عجول زیاد خواه بدون پشتکار و اغلب دارای حالات و افکار متغیر هستند.

هدف اصلی چهارها در این جهان، رسیدن به امنیت روانی و ارتقاء روحی است. این افراد جهت رسیدن به این مقصود، ابتدا بایستی در درون به ثبات عاطفی و ذهنی و احساسی برسند،سپس با اشتیاق تعهد صبر هدف خود را دنبال کنند.

چهارها قبل از هر چیز بایستی اهداف زندگیشسان را مشخص کنند. سپس با این تعهد وا اراده که همه قوای خود را در آن جهت به کار خواهند گرفت، به سوی اهداف خود حرکت کنند.

 

ابتدا این که هدف آنها بزرگ یا کوچک است و یا اهداف مادی یا معنوی است، نباید حائز اهمیت باشد. مهم این است که قوای درونی آنان از حالت ایستایی خارج و با تعقیب عمی هدفها پویا شود. پس از این که قوای درونی آنها از حالت ایستایی خارج شد و به همراه آن، افکار و عواطف و احساستشان نظم گرفت، آن وقت می توانند اهداف بزرگتر را دنبال کنند.

هرگونه دستاوری در این جهان، سرچشمهاش قصد و نیتی روشن، و همچنین اراده و کوششی متمرکز بوده و هست. همان طور که برای احداث یک ساختمان ابتدا باید پی آن را مستحکم کرد، قصد و اراده نیز پی و زیربنای دستیابی به اهداف خواهد بود.

اکثر چهارها تمایلات و حرکتی متناقض دارند. گاه میخواهند پلههایترقی را چند تا یکی طی کنند. گاهی مدتها در یک پله دچار وسواس شده و درجا میزنند. علت اصلی این تناقض این است که آنان قبل از رسیدن به هدف قبلی، به سوی هدفهای بعدی میروند.

 

چهارها ابتدا بایستی انرژی زیربنایی را مستحکم کنند. سپس با قدرت و اعتماد به نفس بیشتر، پیگیر اهداف خود باشند. آنان در اغلب موارد تا آستانه موفقیت نزدیک می شوند، اما چون برای رسیدن به آن تعجیل میکنند، گاه ناامید شده و از ادامه راه باز میمانند.

چهارها در روابط اجتماعی نیز چنین عمل میکنند به سرعت با دیگران دوست میشوند، اما با اولین تفاهم و مشکل، دوستیشان را به هم میزنند. یا اغلب در حال تغییر شغل هستند. خانه عوض میکنند. رابطهها را تغییر میدهند و.... حال آن که آنان برای رسیدن به موافقیت در زندگی، نیاز به استقامت و ثبات و پایداری دارند.

چهارها اغلب در زندگی خانوادگی دچار مشکل میشوند. بعضی از این افراد اغلب با یکی از اعضای خانواده در اختلاف هستند. بعضی دیگر از چهارها در کودکی یا نوجوانی، پدر یا مادر خود را از دست میدهند یا به طریقی از سرپرستی و محبت آنان محروم میشوند. یا ممکن است مورد سختگیری و گاه آزار و اذیت والدین یا دیگر اعضاء خانواده قرار بگیرند.

 

چهارها اغلب خود والدین خوبی میشوند. ”آن دسته از چهارها که گرفتار محرومیتها و مشکلات بودهاند اغلب توجه بیشتری نسبت به فرزندان خود دارند. همچنین این افراد به دلیل رنج و سختی که در گذشته با آن مواجه بودهاند، آسان نمیتوانند گذشته را فراموش کنند و چنان مسائل را از پهنه ذهن و فکر پاک کنند. این افراد خوب است از تمرینات تمرکزی و ریلاکسیشن بهره بگیرند.

چهارها اگر بتوانند یا مثبت اندیشی، هماهنگی و ثبات لازم را بین افکار و احساسات خود به خود بیاورند، و در ضمن حس مسئولیتپذیری را در خود تقویت نمایند، به توفیقات خوبی در زندگی دست خواهند یافت.

چهارها اگر به خود نیایند و خود را افکار و احساسات منفی رها کنند، گاه تا حد هستریک پیش خواهند رفت و یا ممکن است در حالتی از گیجی و پریشان حالی و بی تصمیمی گرفتار شوند.

چهارها در وجهه مثبت و در شرایط مناسب، دارای عقاید و افکار سازنده هستند. آنان مشاوران مدیران معاونان و همکاران خهوبی در امور مختلف از جمله در امر تجارت و معاملات خواهند بود.

چهارها قبل از هر چیز در زندگی، نیاز به ثبات و پایداری دارند. آنان بایستی ابتدا هدفهای کوچک را پی بگیرند و با صبر و استقامت به آنها دست یابند، سپس با قدرت و اعتماد به نفس کافی، به سوی هدفهای بزرگتر حرکت کنند.

دکتر بتسابه مهدوی

12 تیر 1396

  • بتسابه مهدوی